محمد حسن خان اعتماد السلطنه
536
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
در 1273 به منصب صاحبديوانى و توجيه بروات ملقب و منصوب گرديد . وى در اين مدت در طهران نمايندهء پدرش و وكيل او براى انجام كارهاى ديوانى و تقويت حكمرانى بود و با دستگاه ميرزا آقا خان نورى روابط خاص داشت و در سرگرفتن بوشهر پاى او نيز به ميان آمد . در اواسط سال 1275 حاكم يزد شد و در سال 1277 كه پيشكارى وليعهد با سردار كل بود وى نيز كار ماليات آذربايجان را در دست داشت . تا اينكه بين اين دو اختلاف افتاد و صاحبديوان تقاضاى احضار به طهران كرد . در اوايل 1286 مستقلا حكمران اصفهان شد و تا سال 1288 در اين سمت بود و در اواسط اين سال به پيشكارى وليعهد به آذربايجان رفت . در 1290 به لقب وزير نظامى آذربايجان نيز ملقب گرديد . در 1298 پيشكار جلال الدوله پسر ظل السلطان و حاكم شيراز شد . در سال 1308 قمرى حاكم خراسان و متولىباشى آستان قدس رضوى شد ( دوشنبه پنجم شعبان ) و تا 1310 در اين مقام بود . در روز شنبه نهم رمضان 1311 با هشتاد هزار تومان پيشكشى حاكم كرمان شد و در محرم 1313 معزول گشت . اعتماد السلطنه صاحبديوان را چنين معرفى كرده است « . . . مال و مكنت بىحساب دارد . تنباكو و آبليموى معطر شيراز خاصه شراب خلر كه هوش از سر مهتر و كهتر مىربايد ، شال كشميرى و زر جعفرى مىدهد و هرچه دلش مىخواهد مىگيرد . خوان و خانهاش نيز آراسته و گسترده است . هفتاد سال عمر خود را در حكومتها و مأموريتهاى بزرگ گذرانيده » . وى در سال 1314 در هفتاد و هشت سالگى درگذشت و در مشهد مقدس در حرم حضرت رضا در قسمت دار السعاده مدفون گرديد . شرح احوال او در كتاب حقايق الاخبار خورموجى و فارسنامهء ناصرى آمده است . اللهقلى خان ايلخانى ( ص 46 - ص 23 چاپ اول ) پسر موسى خان پسر حسينقلى خان قاجار و عزت نساء خانم دختر فتحعلى شاه و ربيب يعنى پسر زن حاجى ميرزا آقاسى است كه پس از قدرت يافتن حاجى در ايران فعال مايشاء شد و در همه امور دولت مداخله داشت . بسيار شهوتران و عياش و به اتكاء حاجى خودسر و بلندپرواز و حتى به خيال تصرف تاج و تخت بود . دستهبنديها و فعاليتهاى او به گوش محمد شاه رسيد و او با تمام حرمتى كه نسبت به حاجى قائل بود الله قلى خان را به عنوان حكومت بروجرد از طهران طرد كرد . وى با عملهء طرب و عياش خود بدان شهر رفت و باز سوداى پادشاهى در سر داشت . محمود خان ملك الشعراء وزيرش جريان را به دربار اطلاع داد . دستور داده شد